اگر هزار سال پیش حکیم توس، خامه به خون دل آغشت و «عجم را زنده کرد» به این کاخ بلند، امروز ولی امر مسلمین، پرچم نبرد تمدنی را نه در مرزهای جغرافیایی، که در قلب واژهها و هویت تاریخی این ملت به زمین کوبیده است. پیام راهبردی رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، به مناسبت پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت فردوسی، یک مانیفست تمامعیار سیاسی- تمدنی برای «دفاع مقدس سوم» است؛ دفاعی که خط مقدم آن، صیانت از شناسنامه هویتی ملت ایران در برابر تهاجم خزنده و نرم شیاطین دیوسیرت جهانی است.
این پیام، در امتداد منطق حکیمانه و تجویز تمدنی رهبر شهید و حکیممان، به ما گوشزد میکند که زبان فارسی صرفاً یک ابزار محاوره نیست، بلکه «قالب شناخت» و رگهای اتصال اندیشه در کالبد ایران فرهنگی است. از این منظر، تهاجم زبانی و فرهنگی نظام سلطه، نه یک تهدید سطحی، بلکه یک عملیات استراتژیک برای قطع رشتههای عصبی تمدن ایرانی- اسلامی است. وقتی رهبری عالیقدر از «پدافند زبانی و گفتمانی» سخن میگویند، در واقع دکترین نوینی از بازدارندگی نرم را ترسیم میکنند که در آن واژه، به مثابه سلاحی راهبردی در برابر اشغالگری فرهنگی امریکایی عمل میکند.
تعبیر بلیغ «دفاع مقدس سوم» در این پیام، رمزگشای یک صورتبندی جدید سیاسی است. اگر دفاع مقدس نخست، هندسه نظامی رژیم بعث را در هم شکست و دفاع مقدس دوم در جنگ اقتصادی، قامت تحریمها را خم کرد، دفاع مقدس سوم، نبردی تمامعیار بر سر روایت است. این نبرد، عرصه رویارویی «بعثت مردم» با ارتش رسانهای ضحاکوَشان است. رهبری با اشاره به داستانهای اسطورهای فردوسی که امروز به «واقعیت زندگی و شخصیت قهرمانانه ملت» بدل شده، در حال ارائه یک مدل موفق از پیوند حماسه کهن با اراده سیاسی معاصر هستند. اینجاست که شاهنامه از یک اثر ادبی صرف، به بیانیهای سیاسی برای همدلی اقوام و اقشار ایرانی و یک الگوی عملیاتی برای مبارزه با متجاوزان بدل میشود.
نکته کانونی و شاید نوآورانهترین بخش این پیام، نسبتسنجی میان رسالت فرهنگی و پیروزی سیاسی است. فرمان «برخیزند و بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم رقم زنند»، مرز میان کنش سیاسی و کنش فرهنگی را برمیدارد. این فرمان، یک فراخوان عمومی به اهالی قلم، هنر و اندیشه است تا در قاموس روایتگران خیزش عظیم ملت ظاهر شوند. اینجا هنر، دیگر ویترینی تزئینی برای قدرت نیست؛ بلکه خود، عین قدرت است؛ قدرتی نرم که میتواند روایت ضدانقلاب اشرار و تحریف رسانهای غولهای تبلیغاتی دنیا را در هم شکند. ماندگار کردن این حماسه، خود یک کنش سیاسی است که تکلیف بزرگ امروز جبهه فرهنگی انقلاب را مشخص میکند: فتح قلههای ذهنها، پیششرط فتح نهایی تاریخ است.
در پایان باید به این گزاره راهبردی رسید که استقلال تمدنی بدون استقلال زبانی ممکن نیست. هر واژهای که از زبان فارسی بزداییم و هر قصهای که از شاهنامه فراموش کنیم، یک قطعه از دیوار قلعه هویتی خود را فرو ریختهایم. پیام راهگشای رهبر انقلاب، راه را برای «ابتکار و نوآوری» فعالان فرهنگی به مثابه افسران این دفاع مقدس گشوده است. همانگونه که در سنگرهای خون و آتش، رزمندگان دیروز خوابی جز فتح نداشتند، امروز در سنگر زبان و هنر، باید با استواری کامل، مراحل باقیمانده تا پیروزی نهایی تمدنی را با روایتسازی حماسی و پدافند هوشمندانه زبانی طی کنیم. این وعده حق، پیروزی از آن واژههایی خواهد بود که حامل نور حقیقتاند.